🍁زندگی پاییزی🍁

خونم آدم یکجاست ، ولی دلش هزار جا :قناری معدن:

🍁زندگی پاییزی🍁

خونم آدم یکجاست ، ولی دلش هزار جا :قناری معدن:

کاش میتونستم نجاتش بدم

دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۰ ق.ظ

آخرین لحظه که دآش میرفت  گفت رفیق دارم میریم سربازی 2 سال بعد میام رو روبوسی کرد رفت میگفت رفیق میخوام ازدواج کنم ... رفت 

رفت که بیایید ولی رفت و نیامد  الان چند ماهیست زیر خاک سرد صدایش را نمیشنوم صدا رفیق گفتن هایش را نمیشنوم هنوز منتظرم که بیایید تا قدم بزنیم در سرمای پاییزی ولی ... 

لعنت با خاطره کودکی لعنت به رفتن لعنت به سربازی لعنت به جاده ی سکوت 

صدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی